هشیاری

 حمید مظاهری راد

تعریف

 

نخستین روانشناسان هشیاری را معادل « ذهن » می دانستند.آنان روانشناسی را « کاویدن ذهن و هشیاری » تعریف می کردند. هشیاری، آگاهی شخصی است. در بسیاری از کتابهای درسی ، لفظ هشیاری فقط به آگاهی کنونی فرد از محرکهای بیرونی و درونی-یعنی آگاهی از رویه های محیطی ، احساسهای بدنی ، خاطره ها و افکار- اطلاق می شود اما این تعریف تنها یکی از جنبه های هشیاری است و در آن به این واقعیت توجه نشده که وقتی می کوشیم مسئله ای را حل کنیم یا نباید شرایط محیطی و هدفهای شخصی عملی را آگاهانه بر اعمال دیگر ترجیح می دهیم باز هم هشیاریم. هشیاری شما شامل این موارد می شود:

  • آگاهی شما از رویدادهای بیرونی (استاد هم اکنون دربارۀ تاریخ قرون وسطی سئوال سختی از من پرسید)
  • آگاهی شما از احساس های درونی تان (قلبم می زند و عرق می ریزم)
  • آگاهی شما از خودتان به عنوان موجود منحصر به فردی که این تجربه ها را دارید (چرا من ؟!)
  • آگاهی شما از افکارتان دربارۀ این تجربه ها (آبرویم ریخته شد!)

هشیاری متضمن دوچیز است :

الف) وارسی خود و محیط خود به نحوی که دریافتهای ادراکی ، خاطره ها و اندیشه ها در آگاهی ما بازنمایی شوند .

ب) کنترل خود و محیط خود تا فعالیتهای رفتاری و شناختی معینی را آغاز کنیم یا به آنها پایان دهیم (کیل استروم ، 1984 )

کلمات هشیار و هشیاری اصطلاحاتی هستند که گسترهٔ متنوعی از پدیده‌های ذهنی را پوشش می‌دهند. اما در معانی گوناگونی به کار برده می‌شوند. و رنج صفت هشیار ناهمگن است و برای هر دو مورد کل موجود زنده-هشیاری مخلوق- و نیز برای حالتها و فرآیندهای روانی خاص- حالت هشیاری- به کار می‌رود(روزنتال ،۱۹۸۶؛ گنرو ۱۹۹۵؛ کاروترز ،۲۰۰۰)

هشیاری شامل احساس آگاهی و محتوای آگاهی هر دو است. توجه الزاماً همان هشیاری نیست و ما نسبت به برخی از فرایندهایی که در جریان توجه در ذهن ما فعال اند آگاهی نداریم یعنی در سطح پیش هشیار آگاهی ما وجود دارند. پیش هشیار اطلاعاتی است که بدان آگاهی نداریم ولی در دسترس فرایندهای شناختی ما می‌باشد. فواید توجه هشیار شامل نظارت بر تعامل خود با محیط، حفظ ارتباط با محفوظات قبلی خود، کنترل و تدوین برنامه‌های آینده‌است. مطالعه اطلاعات پیش هشیار از طریق آماده سازی میسر می‌شود. آماده سازی زمانی اتفاق می‌افتد که بازشناسی محرک خاصی تحت تأثیر ارایه پیشین همان محرک یا محرک شبیه آن قرار می‌گیرد(استرنبرگ ، ۲۰۰۶). یکی دیگر از پدیده‌های مرتبط با هشیاری پدیده نوک زبانی است که زمانی اتفاق می‌افتد که آوردن اطلاعات پیش هشیار به آگاهی هشیار کاری دشوار باشد.

 

هشیاری از نظر روانشناسی

 

هشیاری،به معنی اگاه بودن می باشد. هشیاری داشتن یعنی اگاهی داشتن از تمامی احساس ها،ادراک ها،خاطرات، و احساساتی که در هر لحظه از زمان روی می دهند . انسان ها بیشتر عمر خود را در حالت، هشیاری-بیداری می گذرانند. و هر روز بین خواب و بیداری دور می‌زند. در طول خواب از محیط اطراف خود کمتر آگاه می‌شویم .گو اینکه کاملاً بدون پاسخ نیستیم. وقتی خواب می‌بینیم در دنیایی خیالی زندگی می‌کنیم، جایی که رویدادهای غیر ممکن امکان پذیر به نظر می‌رسد. چرا ما این دوره‌های هشیاری تغییر یافته را داریم؟(کالات ،۱۳۸۶)

فهم جامع هشیاری نیازمند تئوری‌های متنوع است،که هر کدام ممکن است تنوع مدل‌ها را به صورت مفید و بدون تناقض قبول کند که هر کدام به شیوه خودشان بازنمایی‌های فیزیکی، نورونی، شناختی، کارکردی و جنبه‌های سطح بالای هشیاری را هدف قرار می‌دهند. بعید به نظر می‌رسد که یک چشم انداز تئوریکی منفرد برای تبیین تمام جنبه‌های هشیاری کافی باشد. بنابراین به نظر می‌رسد که یک رویکرد ترکیبی و کثرت گرایانه بهترین راه برای پیشرفت آینده باشد

جان واستون و پیروان او معتقد بودند اگر قرار است روانشناسی به صورت علم در آید داده های آن باید عینی و قابل اندازه گیری باشند رفتار را میتوان آشکارا مشاهده کرد و پاسخهای گوناگون را میتوان به شیوه های عینی اندازه گیری کرد .

 

نظریه

 

فروید ذهن را به دو قسمت هشیار و ناهشیار تقسیم کرد. بخش هشیار ذهن در برگیرندهٔ تمام افکار، احساس‌ها و اعمالی است که ما در حال حاضر از آن آگاهی داریم. ناهشیار شامل چیزهایی است که از آگاهی شخصی ما پنهان است. بعقیدهٔ فروید، ناهشیار، انگیزه‌های ابتدایی و غریزی ما و نیز خاطره‌ها و هیجان‌های اضطراب آوری که از نفوذ آن‌ها به ذهن هشیار جلوگیری شده است، را در بر می‌گیرد.

فروید یک ساختار عمودی و مرتبه‌ای برای ذهن ارائه داد: ذهن هشیار، نیمه هشیار، و ذهن ناهشیار. که هر یک زیر سطح دیگری قرار می‌گیرند.از نظر فروید هشیار وجه كوچك و محدودی از شخصیت ماست. زیرا در هر زمان صرفا بخش كوچكی از اندیشه ها ، احساسها و خاطرات در آگاهی هوشیار ما موجودند. فروید ذهن را به یك كوه یخ تشبیه كرد. در این مقیاس هوشیار بخش بلاتر از سطح آب ، یعنی نوك قله كوه است.

 

ریشه های تاریخی

 

این ادعا وجود دارد که هشیاری چنانچه ما امروزه آن را می‌شناسیم رشد تاریخی اخیر است که بعد از دوران هومر ایجاد شده است(جاینس ،۱۹۷۴). بر اساس این دیدگاه، انسانهای اولیه، کسانی که در جنگ‌های محلی شرکت می‌کردند خودشان را به عنوان فرد درونی یکپارچه از تفکرات و اعمال، حداقل به صورت امروزی تجربه نمی‌کردند. سایرین مطرح کرده‌اند که حتی در دوره کلاسیک، هیچ کلمه معادل هشیاری در یونان باستان وجود نداشته است(ویلکس ،۱۹۸۴،۱۹۸۸، ۱۹۹۵). با شروع دوران مدرن جدید در قرن هفدهم هشیاری مرکز تفکر پیرامون ذهن شد.

 

هشیاری نیاز به شبکهٔ پیچیده ایی از عناصر با اتصالات داخلی سلول‌های عصبی دارد. زیر لایهٔ جسمی، عقده تالاموس_قشری، که هشیاری را با محتوای دقیقش فراهم می‌کند در هفته ۲۴ ام تا ۲۸ام بارداری ایجاد می‌شود. بسیاری از عناصر مدار مورد نیاز برای هشیاری در سه ماهه سوم بارداری ایجاد می‌شود(کوچ ، ۲۰۰۹).( ویژگی کیفی با احساسات خام معادل دانسته می‌شود و با تجربه رنگ قرمز هنگامی که یک گوجه قرمز را می‌بینید و یا با مزه شیرینی خاصی که هنگام چشیدن اناناس با آن مواجه می‌شوید توضیح داده می‌شود(لوک ،۱۶۸۸) نوع ویژگی کیفی مربوط به هشیاری به حالتهای حسی محدود نمی‌شود بلکه به عنوان یک جنبه حالتهای تجربی مانند تجربه ،افکار و تمایلات در نظر گرفته می‌شود(سویورت ،۱۹۹۸).

 

خاطره های نیمه هوشیار

بخش نیمه هوشیار شخصیت در بین دو سطح هوشیار و ناهشیار قرار دارد و جایگاه تمام خاطرات ، ادراکها ، اندیشه ها و چیزهای مشابهی است كه ما در حال حاضر به آنها آگاهی هوشیارانه نداریم ، اما به راحتی می توانیم آنها را به هوشیاری درآوریم. از ذهن نیمه هوشیار است که افکار را می توان به یاد آورد درست به همان شکل که می توان با بیرون کشیدن نامه ها از پرونده ها به متون آنها توجه نمود. ذهن نیمه هوشیار افکار یا احساسات را بدون توجه به ماهیت آنها در خود نگه می دارد.ذهن نیمه هوشیار انسان شب و روز فعال است . امکان کنترل صد در صد ذهن نیمه هوشیار وجود ندارد اما می توانید به راحتی برنامه ، میل و هدف خود را به آن منتقل کنید.خاطره هایی که قابل فراخوانی به هشیار هستند خاطره های نیمه هشیار نامیده می شوند اطلاعاتی مانند آگاهی از معنای واژه ها، نقشه های خیابان های شهر ، یا محل کشور معینی روی نقشه و همچنین معلوماتی درباره های مهارتهای آموخته شده مانند رانندگی اتومبیل یا بستن بند کفش و خاطره ی فیلمی كه شب قبل دیده ایم ؛ همه از این زمره اند .

ذهن نیمه هوشیار بیکار باقی نمی ماند اگر در ذهن نیمه هوشیار خود میلی نکارید تحت تاثیر هر اندیشه ای که به آن برسد واکنش نشان می دهید. انگیزه های فکری ، از منفی گرفته تا مثبت ، پیوسته به ذهن نیمه هوشیار ما می رسند. باید ذهن نیمه هوشیار خود را به روی انگیزه های منفی ببندید. باید به جای آن افکار مثبت را به ذهن نیمه هوشیار خود هدایت کنید.. می توانید آن را چنان کنترل کنید که هیچ اندیشه نامطلوبی نتواند بر ذهن نیمه هوشیار شما اثر بگذارد.

ناهشیاری

فروید و پیروان او بر این باور بودند که بخشی از ذهن به نام ناهشیاری شامل بعضی خاطره ها تکانه ها و امیالی است که در خارج از حیطه ی هشیاری قرار دارد فروید معتقد بود بعضی خاطرات دردناک به حیطه ناهشیاری رانده می شود و ممکن است بر اعمال ما تأثیر داشته باشد بدون آنکه ما آگاه باشیم و آن افکاری که به ناهشیار رانده شد در خواب رؤیا و اطوار قالبی خوبی را نشان دهد و این امیال و تکانه ها ناهشیار علت بسیاری از بیماری های روانی است . ژرفای سترگ و تاریك ناهشیار در بر گیرنده ی غرایز ، آرزوها و امیالی است كه رفتار ما را جهت دار و مشخص می كنند. بنابراین ، ناهشیار در برگیرنده ی نیروی محرك عمده ای است كه در پس رفتار ما موجود است و مخزن نیروهایی است كه ما قدر به دیدن و كنترل آنها نیستیم.

ذهن ناهوشیار و کارکرد شگفت آن را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

-          واقعیت برای ذهن ناهوشیار همان است که ذهن هوشیار می گوید.

-          ذهن ناهوشیار بد و خوب، درست و غلط، مفید و غیرمفید را نمی تواند تشخیص دهد در یک کلام ناهوشیار شعور ندارد.

-          ذهن ناهوشیار تمامی فرمان های هوشیار را بدون چون و چرا اجرا می کند.

-          ذهن ناهوشیار بر تمام احساسات، رفتارها و ارتباطات و فعالیت های داخلی بدن تسلط دارد.

-          ذهن ناهوشیار بی مکان و بی زمان است و به همه ی زمان ها و مکان ها دسترسی دارد.

-     ذهن ناهوشیار تصویرهای ثبت شده را واقعی می کند و از پدیده ها و واقعیت ها هر آن چه که مربوط به نقشه و تصویر ثبت شده باشد، جذب و بخش های نامربوط را رها می کند.

-          ذهن ناهوشیار با انرژی کیهانی در ارتباط است و منبع سرشار و بی انتهای انرژی است.

-     ذهن ناهوشیار به خواسته ها و اهداف ما بی اندازه حساس است و چون ماموری معذور، مسوول برآورده شدن این خواسته هاست، از تمام امکانات موجود در جهان بهره می برد تا ما به خواسته های خود برسیم.

-          جهان با تمامی امکاناتش در خدمت خواسته هایی است که به صورت تصویر به ناهوشیار مخابره شده است.

-     پس هر کسی همان است که بدان می اندیشد و هر کسی می تواند آینده ی خود را به صورتی که می خواهد هم اکنون در ذهن بسازد و شاهد واقعی شدن آن باشد و این یعنی خلاقیت.

خودکاری و تجزیه هشیاری

یکی از کارکردهای مهم هشیاری کنترل کارهای انسان است البته بعضی فعالیتها آنقدر تکرار می شود که به صورت عادت در می آید مثل رانندگی که در ابتدا نیاز به تمرکز حواس دارد اما با مرور زمان و تمرین و تکرار این حرکات خودکارش و می توانیم در حین رانندگی با کسی صحبت کنیم یا از تماشای مناظر لذت ببریم و دیگر نیاز به تمرکز آنچنانی نیست مگر اینکه خطری را حس کنیم که به سرعت توجه به وضعیت اتومبیل و رانندگی معطوف می شود در واقع یک عملی که در ابتدا نیاز به هوشیاری داشت به صورت خودکار در می آید و هر چه عملی خودکارتر شود کنترل هشیارانه ی آن کمتر ضرورت می یابد . به‌عنوان مثالی دیگر، نوازندهٔ ماهر پیانو را در نظر بگیرید که همزمان با نواختن قطعه‌ای آشنا با کسی که در کنارش ایستاده صحبت می‌کند. این نوازندهٔ پیانو به‌طور همزمان دو فعالیت - نواختن و صحبت کردن را کنترل می‌کند، اما به نواختن پیانو توجه ندارد، مگر آنکه کلیدی را اشتباهی بزند، که در آن‌صورت توجه وی به نواختن جلب می‌شود و موقتاً صحبت را قطع می‌کند.

مفهوم تجزیهٔ هوشیاری (dissociation) هوشیاری را روانپزشک فرانسوی پیر ژانه (Pierre Janet) (۱۸۸۹) به‌میان آورد. او معتقد بود در شرایط خاصی، برخی افکار و اعمال از بقیهٔ هوشیاری جدا یا گسیخته می‌شوند و در خارج از آگاهی عمل می‌کنند. تجزیهٔ هوشیاری با مفهوم واپس‌رانی فروید تفاوت دارد زیرا خاطره‌ها و افکار تجزیه‌ای در دسترس هوشیاری هستند، اما خاطره‌های واپس‌مانده را نمی‌توان به هوشیاری آورد، بلکه وجود آنها را باید از علامت‌ها و نشانه‌ها (مانند لغزش‌های کلامی) استنباط کرد. هنگامی‌که با موقعیتی فشارزا روبه‌رو می‌شویم، ممکن است موقتاً آن را کنار بگذاریم تا عملکرد ما با کارآئی ادامه یابد. وقتی هم که حوصلهٔ ما سر می‌رود، ممکن است غرق در خیالبافی شویم. اینها نمونه‌های خفیفی از تجزیهٔ هوشیاری هستند که در آنها بخشی از هوشیاری از بخشی دیگر گسیخته می‌شود.

خواب و رؤیا

دانشمندان، خواب را پدیده ای رفتاری دانسته اند که در موجودات زنده وجود دارد، و ویژگیهایی اینچنین برای آن بازگو کرده اند : بی حرکتی طولانی، واکنش نشان ندادن به محرکهای خارجی، گسیختگی به هنگام رو در رو شدن با عامل شدید، وضعیت ویژه بدن به صورتهای مختلف، توجه به محل خواب، زمان خاص، طول مدت و حتی تکامل در خواب.

از شگفتی های عالم خواب آن است که به هنگام خواب و از کار افتادن موقت بخش عظیمی از مغز، بعضی از سلولها با نام « سلول نگهبان »، همچنان بیدار بوده و توصیه هایی را که انسان قبل از خواب در مورد لحظه بیداری به آنها می کند، هرگز فراموش نکرده، به موقع اطاعت می کنند. به این خاطر در مراحل مختلف زندگی، که گاه کاری ضروری داشته ایم و پیش از خواب، موقع بیداری را به خود سپرده ایم، بیشتر زمانها به موقع بیدار می شویم!، در حالی که در غیر آن ساعتها در خواب بوده ایم رؤیا، صحنه یا حادثه ای است که در خواب رؤیت می شود و چونان «علم» در اختیار خواب بین قرار می گیرد؛ صحنه ای که در آن قدرتهای نهفته انسان، فرصت ظهور یافته و در آینه ای صاف و شفاف، صفات افراد نمایان می شود. رؤیا، رابط وحی است و منشأ تحولات شگرفی در باورها و اندیشه های آدمی در طول قرون و اعصار بوده است، هشدارهایی در ارتباط با مسایل روحی، روانی و جسمی از این طریق به افراد داده می شود و آنان را با جهان ماوراء ماده و طبیعت آشنا می سازد.

فروید در یک تعریف خلاصه شده، معتقد بود که دیدن خواب و رویا، در حقیقت بازتاب ِ شکل  فشرده و گاهاً درهم پیچیده امیالی است که در زندگی عادی امکان وقوع آنها مشکل ساز خواهد بود. برای همین، تمناها ها و آرزوی های سرکوب شده به صورت رویا، در زمانی که، وجدان و خودآگاه ما به خواب رفته است  سر باز می کند.

«خواب» و «رؤیا» دو پدیده پیچیده و شگفتی است که از آغاز آفرینش و پیدایش انسان تاکنون، اندیشه بسیاری از افراد را به خود مشغول کرده و همچنان مبهم باقی مانده است. پیوند این دو با زندگی هر یک از ما و تجربیات گوناگون ما از هر یک، احساسی خاص به انسان بخشیده، به گونه ای که نوعی انس و نزدیکی بین ما و خواب و رؤیا به چشم می خورد. بارها برای افراد بسیاری اتفاق افتاده است که از رهگذر رؤیای خویش از باطن اعمال گذشته، چگونگی فعالیتهای فعلی و حتی عاقبت تصمیمات آینده خود باخبر شده اند و در پی آن آگاهی و هوشیاری شایسته ای یافته اند. به نظر می رسد که خواب و رؤیا با هشیاری متضاد باشند اما این دو ، وجوه اشتراک زمینی دارند پدیده ی رؤیا دیدن نشان می دهد که ما موقع خواب نیز فکر می کنیم هر چند فکر در رؤیا دیدن به جهاتی از تفکر در بیداری فرق دارد در واقع وقتی ما رؤیاهایمان را به یاد می آوریم نشان میدهد که در خواب خطاره هایی تشکیل می شود دنیای خواب سراسر سکوت و سکون نیست بعضی ها درخواب راه می روند همچنین در خواب کاملا با محیط ارتباطمان قطع نمی شود مثلا صدای گریه های طفل والدین را از خواب بیدار میکند همچنین بعضی افراد می توانند تصمیم بگیرند که چه ساعتی از خواب بیدار شوند و موفق هم می شوند.

مراحل خواب

بعضی افراد خیلی راحت از خواب بیدار می شوند در حالیکه بعضی را به سختی میتوان از خواب بیدار کرد در دهه هی 1930 پژوهشهایی انجام شد که عمق خواب و زمان وقوع رؤیا را اندازه گیری کرد که در این آزمایشها تغییرات الکتریکی پوست سر هنگام خواب و حرکات چشم موقع رؤیا دیدن اندازه گیری شد نمودارهایی که از ثبت تغییرات الکتریکی مغز به دست آمد نگاره های الکتریکی مغز یا لی لی جی نامیده شد .

تجزیه و تحلیل امواج مغزی نشان داد که خواب شامل پنج مرحله بود چهار مرحله ی خواب عمقهای متفاوت داشت و مرحله ی پنجم با حرکات سریع چشم همراه بود در مرحله ی اول از نظم موجهای مغزی کاسته شد در مرحله ی دوم نمایان شدن دوک ها و مرحله سوم و چهارم خواب عمیق تر است و به امواج دلتا معروفند و بیدار شدن شخص در مرحله ی 3 و 4 دشوار است .

توالی مرحله های خواب

در بزرگسالان حدود یکساعت بعد از خواب رفتن تغییرات دیگری روی می دهد لی لی جی فعالیت شدید را ثبت می کند اما شخص بیدار نمی شود الکترودهای نزدیک چشمها حرکتهای سریعی را در چشم ثبت می کنند این حرکتها به قدری مشخص اند که میتوان آنها را زیر پلکهای بسته مشاهده کرد این مرحله از خواب را خواب آریی ام و چهار مرحله ی دیگر را خواب غیر آریی ام نامیده اند .

واین مراحل مختلف خواب در طول شب تکرار  می شود مراحل عمیق تر معمولا در نیمه های دوم شب و هنگامی که خواب آریی ام مسلط تر است ناپدید می شود معمولا طی 8 ساعت خواب شبانه 4 یا 5 دوره ی آریی ام همراه با بیداری کوتاهی در نزدیکی صبح ها رخ می دهد.

مقایسه ی خواب آریی ام با خواب غیر آریی ام

این دو نوع خواب با هم کاملا متفاوت اند در ویژگی خواب آریی ام مغزی کاملا بیدار در بدنی کم و بیش فلج نمایان است . اما درخواب غیر آریی ام مشخصه ی جز مغزی نافعال در بدنی بسیار آرمیده وجود ندارد در خواب آرایی ام ارتباط مغز با گذرگاههای حسی و حرکتی قطع می شود و هیچ برون داد حرکتی وجود ندارد ولی با این وجود مغز در این مرحله بسیار فعال است که به دلیل شلیکهای عصبی نورون های بزرگی است که از ساقه های مغز ریشه می گیرند تمام کسانی که در این مرحله بیدار می شوند می گویند در حال خواب دیدن بوده اند .

نظریه ی خواب

الگوی فرایند متضاد درباره خواب و بیداری می گوید که مغز دارای دو فرایند متضاد است که تمایل ما به خوابیدن و بیدار ماندن را کنترل میکنند :

1.سائق خواب تعادل حیاتی

2.فرایند هشیارساز وابسته به ساعت

1.در طول روز نیاز به خواب دائما انباشته می شود و شب به خواب می رویم .

2.روشنائی روز به ساعت زیستی علامت می دهد تا ترشح ملاکونین متوقف شود ملاکونین همان هورمونی است که موجب خواب می شود .

و این دو فرایند با هم تعامل می کنند و چرخه های شبانه روزی خواب و بیداری را به وجود می آورند

 

اختلالهای خواب

موقعی از اختلال خواب سخن می گوییم که ناتوانی از خواب کافی موجب اختلال در کار و فعالیت در طول روز شود و یا خواب آلودگی افراطی در طول روز حادث شود .

چند نوع اختلال خواب را بررسی می کنیم :

1-محرومیت از خواب بسیاری از مردم دانسته یا ندانسته خود را از خواب کافی محروم می دارند و یا بسیاری کسر خواب دارند پژوهشگران خواب معتقدند که اگر شخصی که معمولا هشت ساعت می خوابد دو ساعت به خوابش بیفزاید هشیاری آن به طور چشمگیری افزایش می یابد از دست دادن خواب حتی برای یک ساعت احتمال بی دقتی ، اشتباه ، بیماری و سوانح را افزایش می دهد .

2.بیخوابی : یعنی ناخشنودی از مقدار یا کیفیت خواب

3.حمله ی خواب و وقفه ی تنفسی

شخصی به طور ناگهانی به خواب می رود و گرفتار حمله ی مکرر خواب آلودگی می شود این حمله ها بارها در طول روز روی می دهد و هر بار چند ثانیه تا 15-30 دقیقه به درازا می کشد و رانندگی و سرو کارداشتن با ماشین آلات برای این افراد بسیار خطرناک است حمله ی خواب می تواند مروثی باشد.

وقفه ی تنفسی : نفس کشیدن شخص موقع خواب متوقف می شود اغلب مردم شبها دچار وقفه ی تنفسی می شوند و ممکن است چند وقفه ی تنفسی داشته باشند برای لحظاتی بیدار می شوند تا بتوانند نفس بکشند این بیداریها آنقدر کوتاست که از آن آگاه نمی شوند.

رؤیا

خواب دیدن یکی از حالتهای هشیاری دگرگون است که در آن تصویرهای ذهنی به یاد می مانند و صحنه های خیالی با واقعیت بیرونی اشتباه گرفته می شوند.

همه ی افراد خواب می بینند اما بعضی به یاد نمی آوردند اما اگر آنها را در طی خواب آریی ام بیدار کنیم می گویند که خواب می دیده اند .

مدت زمان رؤیا : در رؤیا مدت زمان رویداد همانقدر طول می کشد که در زندگی واقعی بعضی اوقات آن قدر رؤیا ها روشن و طبیعی است که شخصی حس میکند که بیدار و هوشیار است و کسانی که خوابهای روشن می بینند انگشت شمارند .

آیا میتوان محتوای رویا را کنترل کرد ؟

روانشناسان نشان دادند که میتوان تا حدودی محتوای رؤیا را کنترل کرد آنها به آزمودنیها عینکهای شیشه قرمز دادند چند ساعت پیش از خواب و وقتی آنها خواب رفتند بسیاری از آنها گزارش دادند که رؤیایی با زمینه قرمز داشته اند اما شواهد می گوید که برای این که بتوانیم محتوای رؤیا را کنترل کنیم یافته ها بسیار ناچیز است .

نظریه های مربوط به خواب همراه با رؤیا

نظریه ی فروید در مورد رؤیا این بود که رؤیا ها متأثر از امیال و نیازها و اندیشه هایی هستند که برای فرد غیر قابل پذیرش بوده و بنابراین به ناهشیار رانده شده اند رؤیا احساسا بیانگر برآورده شدن امیال و خواسته هایی است که به سبب دردناک بودن یا گناه آمیز بودن شخص نمی تواند هوشیارانه به آنها اذعان کند .

هاسبون معتقد است رؤیا شبیه روان آشفتگی است .

علاوه بر این نظرات محتوای رؤیاها به تناسب فرهنگ ، جنسیت ، و شخصیت خواب بیننده تفاوت میکند که نشان می دهد که رؤیا نوعی معنای ران شناختی دارد و همچنین هیجانهای منفی در رؤیا بیشتر از هیجانهای مثبت است مثلا میزان قتل در رؤیا ها بیشتر از میزان آن در دنیای واقعی است .

یکی از پژوهشگران می گوید که رؤیا بیانگر تصورات و علایق هستند مثلا محتوای پرخاشگرانه در رؤیای افراد زیر 30 سال شایعتر از افراد مسن است .  

مراقبه

در مراقبه حالت دگرگونی هشیاری از راه انجام مناسک یا تمرینهای خاصی حاصل می شود این تمرینها عبارتند از :

1.کنترل و تنظیم تنفس

2.محدود کردن شدید میدان توجه

3.نادیده گرفتن محرکهای بیرونی

4.قرار دادن بدن در حالتهای یوگایی ( یوگا نظامی فکری است متکی بر مذهب هند و یا آیین ذن که ریشه در بوداییسم چینی و ژاپنی دارد )

5.ساختن تصویرهای ذهنی از رویداد یا نمادی معین حاصل و نتیجه این عملیات و تمرینها قرار گرفتن در حالت ذهنی خوشایندن است که در آن شخص احساس آرامش جسمی و روانی می کند و بعضی ها ممکن است بعد از این تمرینها به تجربه های عرفانی دست یابند که در آن خودآگاهی خویش را از دست میدهند و به احساسی از هستی که سرشار از هوشیار است دست می یابند.

دو شیوه ی متداول مراقبه عبارتند از :

1.مراقبه راهگشا : که در آن شخص ذهن خود را پالوده کرده تا آماده ی دریافت تجارب نو شود .

2.مراقبه ای متمرکز : که از طریق توجه فعال به یک شی واژه و یا فکر نتیجه ی مطلوب به دست می آید .

بعد از چند جلسه مراقبه ای متمرکز مردم معمولا پیامدهای چندی را گزارش می کنند.

برخی شواهد نشان داده است که ممکن است مراقبه برای افرادی که گرفتار اضطراب و تنش هستند ارزشمند باشد .